ارزيابی توزيع کاربری ها در بافت قديم و جديد شهر زنجان با استفاده از gis

ارزيابی توزيع کاربری ها در بافت قديم و جديد شهر زنجان با استفاده از gis

ارزيابی توزيع کاربری ها در بافت قديم و جديد شهر زنجان با استفاده از gis

اين فايل حاوی مطالعه ارزيابی توزيع کاربری ها در بافت قديم و جديد شهر زنجان با استفاده از gis می باشد که به صورت فرمت Word در 12 صفحه در اختيار شما عزيزان قرار گرفته است، در صورت تمايل می توانيد اين محصول را از فروشگاه خريداری و دانلود نماييد.

 

 

 

 

 


چکیده :

1- مقدمه
تمام عوامل طبيعي و ساخته شده به دست انسان در محيط مصنوع ،شهر و حتي خود انسانها ، ،درگير تغيير و تحولاتي پيوسته و آرام در طول تاريخ و حيات زمان خود هستند .سکون اين تغيير و تحولات و رهايي از آن امکان پذير نيست ،زيرا به معناي تصلب ،ثبات و توقف است که منجر به مرگ حيات شهري مي گردد.
تغيير و تحول يک اصل بي بديل و لازمه بقاي زندگي بشر و حيات شهر است که ميزان سرعت و شتاب آن متفاوت بوده ،گاه تغيير زمان و کالبد حرکتي سريع را طي کرده و چهره و ،سيما و پيکر شهر را دگرگون مي سازد گويا همه آن چه متعلق به گذشته بوده از ميان رفته و حياتي نو در جريان است و گاه تغيير در شهر به صورت پيوسته و با تاني زمان را طي مي نمايد و از آن عبور مي کند هر دو مورد اين تحول از خود رد و اثري و ردپايي در زمان و مکان به جاي مي گذارند و بعضا تحولي ژرف در زندگي و حيات شهري ايجاد مي نمايند و يا باعث فرسايش و فرسودگي و يا تحول و احياي فضاهاي شهري مي گردد(حناچي ،1384، ص4).
بنابراين شناخت زمان و مکان به مثابه کليد راه يافتن به عمق تغيير و تحولات حادث شده است و در اين ميان شهر محفلي است که درون آن به قيد کنش ها و واکنش هاي متقابل با دو موجوديتي که ذاتي متفاوت دارند روبروست، آدمي در يک سو و فضاي کالبدي در سوي ديگر.
شهرها طي حيات خود با تغيير و تحولات فراواني روبرو بوده اند ليکن تغيير در جوامع شهري در قرن بيستم ميلادي بسيار سريع تر و محسوس تر بوده است. دگرگوني هاي اقتصادي و اجتماعي که به در قرن بيستم در کشور هاي مختلف دنيا بوقوع پيوست باعث رشد سريع شهر ها و تحولاتي شگرف در شهرنشيني گرديد. فرايند تحولات و دگرگوني هاي جديد شهرنشيني و مسائل و مشکلات ناشي از آن در تمام شهرهاي دنيا بويژه شهرهاي کشورهاي در حال توسعه مصداق داشته است.
در ايران،دگرگوني هاي اجتماعي ،اقتصادي و سياسي از اوائل سده حاضر در همسويي با روند جهاني و در پيروي از کشورهاي توسعه يافته در قالب روند مدرنيزاسيون با بسط ناقص روابط سرمايه داري تحت عنوان سرمايه داري پيراموني ،سبب از هم پاشيدن ساختار اقتصاد و روابط سنتي و توليدي و شکل سکونتگاهها گرديد. شکل گيري روابط اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي جديد در معناي عام آن سبب گرديد که شهرهاي کشور به عنوان تبلور کالبدي اين دگرگوني ها ،از اين دگرديسي ها بهرمند گردند و به ناچار روابط کالبدي و فضايي جديد را شکل دهند که عملا با گذشته خود در تقابل است(حميدي، 1376،پيشگفتار). نمونه بارز اين تقابل را مي توانيم در بافت هاي جديد و کهن شهرهاي ايران جستجو نمائيم.

2- بيان مساله:
نگرش به بافت هاي قديمي در جريان عملي شهرسازي ايران عمدتا به سالهاي آغازين دهه ي چهل باز مي گردد. رابطه موزون و متناسبي که بين شهر و منطقه در راستاي جذب مازاد منطقه اي در ايران وجود داشت از اين دهه به بعد جاي خود را به مازاد ملي (نفت)داده و گسيختگي خاصي را در روابط شهر و منطقه به جاي گذاشت تحولات حادث شده تحت عنوان مدرنيزاسيون در کالبد شهر هاي ايران تاثير گذار بوده و روابط ارگانيک و منسجمي که تحت عنوان محلات و بافت شهري شکل گرفته بود نيز دچار دگرگوني گرديد.عدم همخواني با تحولات جديد بافت دو گانه اي را به شهرهاي قديمي تحميل نمود :
1- بافت قديم که در بردارنده حيات کهن گذشته و عناصر آن است.
2- بافت جديد که در پاسخگويي به نيازهاي جديد شکل گرفته است.(مشکيني ،1383،ص2)
شهرهاي قديمي غالبا با توجه به اين دو بافت ناهمگون با مشکلات مشابهي روبرو گرديدند که از اهم اين مشکلات مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1- عدم هماهنگي بافت قديم با بافت جديد :
علي رغم مداخلات آگاهانه و ناآگاهانه اي که از دهه 1300 در بافت هاي قديمي ايران صورت گرفته اما هنوز اين بافت همخواني لازم را حتي با بافت مياني ندارد . عمده مداخلات انجام شده در شبکه مواصلاتي بوده که به صورت مستقيم وارد بافت گرديده اند اما محورهاي درجه دو همچنان براي ورود عناصر جديد بويژه اتومبيل آمادگي لازم را ندارند و اين ناکارامدي يکي از دلايل مهمي است که سبب گرديده برنامه ريزان و مسئولان شهري به الگوي توزيع مناسب کاربري ها در اين بافت ها کم تر توجه نشان دهند.
2- کمبود مراکز خدماتي و کيفيت پايين مجموعه هاي زيستي در بافت قديم:
بافت قديم براي زندگي در يک دوره خاص طراحي شده و با ورود به عصر جديد و ايجاد نيازهاي نو نتوانسته همپا با زمان و مقتضيات آن حرکت نمايد و در نتيجه قسمتي از کارکرد خود را از دست داده و کارکرد جديدي منطبق با نياز ساکنين شهر به دست نياورده است .کمبود فضاهاي گذران و باز و خدماتي ودر کنار آن فرسودگي فضاهاي مسکوني و عدم نوسازي سبب کيفيت پايين زندگي در اين بافت ها گرديده است.
3 - کمبود تاسيسات و تجهيزات زير بنايي:
عمده نيازهاي تاسيساتي جديد نظير آب و فاضلاب ، برق ، گاز و تلفن در دهه هاي اخير شکل گرفت ورود اين تاسيسات به داخل بافت هاي قديمي به دليل ساختار کالبدي آنها بسيلر دشوار و سخت است.
3- کاربري هاي نامناسب :
با ارئه زمين فراوان در بافت هاي پيرامون جهت ساخت مسکن در طول چند دهه و گسترش کارکردهاي خاص در بافت مرکزي ،ارزش زمين در اين بافت ها به سرعت پايين آمده و مناسب براي استقرار برخي از کاربري هايي گرديده که نيازمند زمين ارزان در اين محدوده مي باشد . تبديل فضاهاي مسکوني به انبار و استقرار واحدهاي آلاينده نظير رنگرزي از جمله اين تغيير کارکردها محسوب مي گردند.اين مساله در حالي صورت پذيرفته که اين بافت ها با کمبود فضاهاي خدماتي و عمومي روبرو مي باشند.
اين مسائل سبب گرديد ،بافت هاي قديمي شهرهاي نتوانند اند متناسب با نيازهاي روز شکل يابند و متعاقبا الگوي مناسبي از توزيع کاربري ها نيز در آنها وجود ندارد .


و .................    .




دسته:

ارزيابی توزيع کاربری ها در بافت قديم و جديد شهر زنجان با استفاده از gis

خرید آنلاین